متن درس علوم و فنون ادبی (2) کلاس یازدهم رشته انسانی و معارف
درس 7: تاریخ ادبیات فارسی در قرن های 10 و 11
قرن دهم
در این قرن حکومت در دست جانشینان تیمور بود؛ به گونهای که در هر گوشهای حاکمی از آنان حکومت میکرد. اوضاع اجتماعی و سیاسی ایران در این دوره بهطور کلی و وضع ادبیات نیز، به تبع آن آشفته شده بود. در این سالها دو جریان شعری بیشتر رونق داشت:
یکی شعر لطیف و فصیحی بود که بهطور طبیعی و به شیوه کسانی مثل حافظ و سعدی در جریان بود و بابا فغانی شیرازی از نمایندگان آن است.
دیگری مکتب وقوع که نتیجهٔ چارهاندیشی شاعران برای تغییر سبک و رهایی از گرفتاری تقلید بود و بازتاب طبیعی محیط اجتماعی قرن دهم بود که البته راه بهجایی نبرد.
سیطرهٔ درازمدت مغولان و تیموریان بر سرزمین ایران و ویرانیها و خرابیهایی که در همهٔ ابعاد و زمینهها به بار آوردند، دانش، فرهنگ و ادبیات را تحتالشعاع خود قرار داد. بعد از ظهور شاعران بزرگی چون سعدی، مولانا و حافظ در دورهٔ عراقی، به دلیل تسلّط طولانی مدت مغولان و تیموریان، جایی برای رشد زبان و ادبیات فارسی و ادیبان باقی نماند.
شاعران این دوره تشخیص داده بودند که سبک عراقی از واقعیت دور شده و کاملاً جنبهٔ ذهنی و تخیّلی یافته است و با ادامهٔ پایبندی به سنن ادبی نابود میشود. پس باید بهسوی حقیقتگویی و واقعگویی بازگشت. شاعران برای این کار نیازمند پرداختن به مسائل اجتماعی و انتقادهای سیاسی بودند و قالب غزل با توجّه به نقش و سابقهٔ کاربردش، اجازهٔ جولان بیشتر در این میدان را نمیداد.
در این دوره از یکسو به دلیل کمتوجّهی و بیمهری شاهان صفوی نسبت به شاعران و از سوی دیگر شاعرنوازی و ادبگرایی سلاطین هند، شاعران به دربارهای هند روی آوردند. به همین دلیل با شوق و شور تمام راهی آنجا شدند و برخی از آنان پس از کسب شهرت و ثروت، به ایران بازگشتند. آشنایی با تفکّرات و معارف هندوان کم و بیش در تغییر سبک دخیل بود.
فرهنگ هند، در این دوره از فرهنگ ایرانی همچنان تأثیر میپذیرفت و فضلای هند از تألیف کتاب و سرودن شعر به زبان فارسی و بها دادن به فرهنگ آن، استقبال میکردند. شاهان گورکانی هند نیز همگی به فارسی سخن میگفتند. زبان فارسی که در شبهقارهٔ هند استحکام و استقرار لازم را بهدست آورده بود، همهگیر و رسمی شد و تا زمان حاکمیت استعمار انگلیس در هند زبان رسمی آن دیار بود.
همزمان با رشد ادبیات در هند، اصفهان نیز که پایتخت و محل اجتماع شعرا و فضلا بود، از دیدگاه ادبی توسعه یافت؛ به جز اصفهان مناطق دیگر ایران هم رشد و توسعه و شور و جنبشی یافت؛ مثلاً خراسان، آذربایجان و نواحی مرکزی ایران به کانونهای مهمی برای شاعران، هنرمندان و دانشمندان تبدیل شد.
هر چند شاهان صفوی در ترویج و نفوذ زبان ترکی در ایران نقش بسزایی داشتند؛ اما کم و بیش به زبان فارسی نیز کتاب نوشته یا شعر گفتهاند و به نوعی علاقه نشان دادهاند. افزون بر آن، برخی از ایشان مقام شیخی و رهبری طریقت داشتند و از این رو لازم میدانستند خود را در چنین مقام فرهنگی نگاه دارند، علاوه بر این با رؤسای مذاهب در تماس نزدیک بودند و از طرف دیگر، رقبایی چون شاهان عثمانی و هندی داشتند که آنها نیز به مسائل فرهنگی توجه نشان میدادند. این عوامل باعث شده بود که بهطور کلی شعر و شاعری و معماری و انواع هنر مورد توجه قرار گیرد. در نتیجه هنرهایی چون قالی بافی، سفالگری، شیشهسازی، نقاشی، تذهیب و خوشنویسی در دوران صفویه رشد فراوان یافت. بهزاد در دورهٔ شاه اسماعیل و رضا عباسی در دورهٔ شاه عباس از مفاخر هنرند.
بابافغانی شیرازی
از شعرای تأثیرگذار این قرن در ایران است که شعرش از نظر دقت، ظرافت و رقت معانی مشهور است.
وحشی بافقی
نیز از دیگر شاعران این دوره است که سبک شعرش حدّ واسط سبک دورهٔ عراقی و دورهٔ بعد، یعنی سبک هندی است و واقعگرایی شاخصهٔ اصلی آن است.
محتشم کاشانی
از دیگر شاعران این دوره، در سرودن شعر مذهبی معروف و ترکیببند عاشورایی او زبانزد است:
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است ...
قرن یازدهم
حکومت صفوی پس از کشاکشهای به وجود آمده در ایران روی کار آمد و مذهب شیعه را ترویج کرد و به شعر ستایشی و درباری و عاشقانههای زمینی بیتوجه بود. از اینرو شاعران سرودههای خود را بیشتر با مضامین پند و اندرز، توصیف و بیان امور طبیعی و همچنین تبدیل موضوعات و تمثیلات کهن به مضامین تازه و به زبان جدید هم راه کردند.
وابسته نبودن شعر به دربار و از بین رفتن طبقهٔ مدیحهسرایان درباری باعث شد که طبقات و گروههای بیشتری مدعی شعر و شاعری شوند. از سوی دیگر بها ندادن به شعر ستایشی در ایران، موجب شد که شاعران مدیحهسرا برای امرار معاش یا ثروتاندوزی راهی دیار هند شوند؛ زیرا آنجا به رسم دربارهای قدیم ایران هنوز بازار قصیده و مدح رواج داشت.
رفاه اقتصادی مردم در دورهٔ صفوی و آبادانی شهرهای ایران و رونق تجارت و کسب و کار، این امکان را برای همهٔ مردم فراهم آورده بود که هرکس به اندازهٔ توان خود به امور فرهنگی از جمله ادبیات بپردازد.
از طرف دیگر به سبب آشنایی ایرانیان با اروپا، مراکز تجمعی مثل قهوه خانهها نیز دایر شد و شاعران در آنجا به مشاعره، مناظره و نقد آثار یکدیگر میپرداختند.
از معروفترین شاعران این قرن میتوان افراد زیر را نام برد:
کلیم کاشانی
در ابداع معانی و خیالهای رنگین مشهور است و این ویژگی به غزلهای او لطف ویژهای بخشیده است. ضربالمثلها و الفاظ محاوره که زبان غزل این دوره را به افق خیال عامه نزدیک کرده، سخن او را برجسته ساخته است. وی با به کار بردن مضمونهای ابداعی فراوان «خلّاقالمعانی ثانی» لقب گرفت.
صائب تبریزی
معروفترین شاعر سبک هندی و از پرکارترین شاعران فارسیزبان است. او در غزلسرایی مشهور است و برخی از تکبیتهای غزلش شاهکارهایی از ذوق و اندیشهاند و بسیاری از آنها به صورت ضربالمثل رواج یافتهاند. صائب را خداوندگار مضامین تازهٔ شعری دانستهاند.
بیدل دهلوی
او را بهسبب سرودن غزلهای خیالانگیز و بهکار بردن مضمونهای بدیع و گاه دور از ذهن میشناسیم. از ویژگیهای عمده شعر بیدل، مضمونهای پیچیده و استعارههای رنگین، خیالانگیز و سرشار از ابهام و تخیلهای رمزآمیز شاعرانه است.
خود ارزیابی (صفحه 61 تا 62 کتاب درسی)
1- ابیات زیر را از نظر مضمون بررسی کنید:
بخیهٔ کفشم اگر دنداننما شد، عیب نیست
خنده میآرد همی بر هرزه گردیهای من
ریشهٔ نخل کهن سال از جوان افزونتر است
بیشتر دلبستگی باشد به دنیا پیر را
صائب تبریزی
ابیات، مضمون آفرینی صائب را بیان میکند. که این مضمون آفرینی از طریق کاربرد ارسال المثل و کنایه صورت گرفته است.
کنایه: بخیه کفش دانداننما شدن $ \leftarrow $ آشکار شدن (مشکلی یا عیب چیزی)
تشخیص: بخیهٔ دنداننما
اسلوب معادله: بیت دوم
2- زبان فارسی در دورهٔ صفویان چه موقعیت و جایگاهی داشت؟فرهنگ هند، در این دوره از فرهنگ ایرانی همچنان تاثیر میپذیرفت و فضلای هند از تألیف کتاب و سرودن شعر به زبان فارسی و بها دادن به فرهنگ آن، استقبال میکردند.
شاهان گورکانی هند نیز همگی به فارسی سخن میگفتند. زبان فارسی که در شبهقارهٔ هند استحکام و استقرار لازم را بهدست آورده بود، همهگیر و رسمی شد و تا زمان حاکمیت استعمار انگلیس در هند زبان رسمی آن دیار بود.
در ایران نیز هرچند شاهان صفوی در نفوذ زبان ترکی سهم فراوان داشتند، کم و بیش به زبان فارسی نیز کتاب نوشته یا شعر گفتهاند یا به نوعی توجّهی به ادب نشان دادهاند و بهطور کلّی شعر و شاعری، هنر و معماری مورد توجه قرار گرفت. بهجز اصفهان که «مادر شهر» زبان و ادب فارسی بود، مناطق دیگر ایران هم رشد و توسعه و شور و جنبشی یافت؛ مثلاً خراسان، آذربایجان و نواحی مرکزی ایران نیز از کانونهای مهم شاعران، هنرمندان و دانشمندان بود.
3- ویژگیهای عمدهٔ شعر بیدل را با توجه به غزل زیر بررسی کنید:
برق با شوقم شراری بیش نیست
شعله طفل نی سواری بیش نیست
لاله و گل زخمی خمیازهاند
عیش این گلشن خماری بیش نیست
تا به کی نازی به حسن عاریت؟
ما و من آیینه داری بیش نیست
میرود صبح و اشارت میکند
کاین گلستان خنده واری بیش نیست
غرقۀ وهمیم؛ ور نه این محیط
از تنک آبی کناری بیش نیست
ای شرر، از همرهان غافل مباش
فرصت ما نیز باری بیش نیستا
بیدل، این کم همتان بر عزّ و جاه
فخرها دارند و عاری بیش نیست
بیدل دهلوی
مضمونآفرینی و استعارههای رنگین و سرشار از ابهام از بارزترین ویژگیهای شعر بیدل است که در این غزل همنمود دارد. ترکیب استعاری «جیب آبله» و «وهم عنقا» از آن جملهاند. کاربرد واژگانی چون «آبله» و «شیشه» نیز این غزل را در شمار آثار قرن یازدهم قرار میدهد. تخیّل رمزآلود نیز از دیگر ویژگیهای بارز شعر بیدل است که در این شعر نیز نمایان است (بیت دوم و سوم).
4- چه عواملی موجب شد شاعران ایرانی به دربار هند روی آورند؟
بیتوجهی و بیمهری شاهان صفوی نسبت به شاعران و شاعرنوازی و ادبگرایی سلاطین هند، شاعران را به دربارهای هند کشاند.
5- شهرت محتشم کاشانی در چه نوع و قالب شعری معروف است؟ در این مورد توضیح دهید.
محتشم کاشانی در سرودن شعرهای مذهبی و مرثیه سرایی مشهور است. شعر عاشورایی خود را در قالب ترکیب بند سرود.
6- در قرن هشتم تأثیرپذیری از گذشتگان چگونه در شعر خواجوی کرمانی و حافظ جلوهگر شد؟
حافظ با خواجو دوستی و ارتباط نزدیک داشت و چون خواجو به سال و تجربه شعری بر حافظ پیشی داشت بر شعر و اندیشه وی پرتو افکند. و خواجوی کرمانی تحت تأثیر نظامی بوده و چندین مثنوی به پیروی از پنج گنج او سروده است که نشان دهنده استادی او در شاعری است.
7- ابیات زیر را بخوانید و به پرسشها پاسخ دهید:
لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید
مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی
سنایی
چو او شهر ایران به گشتاسب داد
نیامد تو را هیچ از آن تخت یاد
فردوسی
الف) مجاز را در بیتهای بالا بیابید و معنای حقیقی و غیرحقیقی هر کدام را مشخص کنید.
ب) نشانههای هجایی و پایههای آوایی بیتها را مشخص کنید